
نازم آن کشته که از خون گلو
تاج سازد و نهد بر سر خویش
نازم آن مرد بزرگی که ز روی شفقت
آتشی داده به ما و شده خاکسترِ خویش
نازم او را که همه از کرمش بهره برند
قاتلش نیز ستانده زِ وی انگشترِ خویش
نازم آن کس که کند حکم به رفتارش عشق
بر سر نیزه نهاده است همی منبرِ خویش
نازم آن مرد که جای همه ی “دین بازان”
کرده “جان بازی” و سر باخته با پیکرِ خویش
پوریا ناز کند بر همه عالم اکنون
که گزیده است حسین بن علی سرورِ خویش

هروقت سیلی خوردی،بگو: یا زهرا(س)
هروقت دستت رو بستند ،بگو: یا علی(ع)
هروقت بی یاور شدی،بگو: یا حسن(ع)
هروقت آب خوردی،بگو: یا حسین(ع)
هروقت شرمنده شدی،بگو: یا اباالفضل(ع)
اما اگر تشنه شدی آب نخوردی، بی یاور شدی، دستت رو بستند، سیلی خوردی، شرمنده شدی
بگو: امان از دل زینب(س)